Showing posts with label seattle. Show all posts
Showing posts with label seattle. Show all posts

Sunday, April 14, 2013

فرصت سوزی (مستی و راستی ۲)



فرصت‌سوزی نکنید که همانا فرصت‌سوزی از گناهان کبیره دردناکتر است

پانوشت‌ها:
- ای فرصتی که سوزاندمت از همین تریبون مراتب پشیمانی و ندامت خودم رو اعلام می‌کنم
- آقا حالا گذاشتیم با کفش بیاین تو دیگه رو دیوار با کفشتون یادگاری نذارین
- دلم واسه دوستای قدیمم و گذشته‌ها تنگ شده
- فک کنم دارم افسرده می‌شم؛ آی دوستان کمک...
- اینم مستی و راستی اول اگه کنجکاوین یا دری‌وری‌های من رو دنبال می‌کنین
- عریضه

Tuesday, April 5, 2011

هوای آفتابی


؛
- بارگاه الهی؟
- [رعد و برق و طوفان و سر و صدا] بله؟
- میشه یه کم الطاف الهی و این افکت‌های ویژه رو کم کنین؟ مراماً اینقدر هم استحقاقش رو نداریما!
- چی؟ ناشکری؟ [رعد و برق و طوفان و سر و صدا و اینا]

پانوشت‌ها:
- ظاهراً دل آسمون تا اطلاع ثانوی گرفته! خلاصه آسمون ما هم در غمت شریکیم
- هر جور بارگاه الهی صلاح می‌دونه ولی در حد ردیف دوم عکس دست چپ هم بد نیست ها
- × این واسه اینه که توضیحاتی که می‌خواستم بدم یادم نره (تو مایه‌های پاک یادت نره)؛


اضافه شده: با تشکر از دست‌اندکاران بارگاه الهی که علیرغم پیشبینی‌های مستکبرانه بارون واسه امروز، هوا بد نبود!؛

Sunday, December 5, 2010

restarting...



Moving to a new country is just like restarting.
No history, no attachment, nothing...

PS1: Change is good[, eh?].
PS2: Adaptation curve sucks!
PS3: Damn you new grocery brands!
PS4: Petition

tip: fix things, don't walk away!

Sunday, November 28, 2010

هر چه پیش آید خوش آید!؛



پارسال این موقع تقریباً مطمئن بودم که نمی‌خوام از کانادا برم و تصمیمم بر این بود که مایکروسافت رو بپیچونم ولی با گیر بچه‌ها (محسن و شاهین) آخر اومدم مصاحبه و حالا تقریباً ۸ ساعت دیگه باید سر کار باشم.

پ.ن.۱: چی فکر می‌کردم چی شد!
پ.ن.۲: چه می‌شود ما را؟