
در شب قدر ار صبوحی کردهام عیبم مکن / سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
پانوشتها:
- آقا چرا بین شبا فرق میذارین؟
- نمیگین ممکنه ملت زرتی از اون ور بیفتن تو شبای دیگه؟
- جا داره اینجا از سامان که عکس رو تو کتاب چهره گذاشته بود هم تشکر کنم
شراب در شب قدر
گفت میمونی به خرگوشی: سلام
هست بازی خوب، روی پشتبام
برف میآید شبیه پنبهریز
پشت بام ما شده بسیار لیز!
پشت بام ما بزرگ و گنده است
در بزرگی هر رکوردی را شکست!
ما همیشه برف بازی میکنیم
گاهگاهی قلعهسازی میکنیم
ای رفیق خوب! ای خرگوش زشت
پشت بام ما شده مثل بهشت!
گفت خرگوش: ای رفیق بیهنر
در پی یک موز هر جا دربهدر
پشت بام ما اگر چه کوچک است
از نگاه چشمهای من، تک است!
برف و باران، ارث بابای تو نیست
صحبت از بیش و کمش هم ابلهیست
پُز ندارد اینکه ای میمون شَر!
«هر که بامش بیش، برفش بیشتر!»؛
- از همشهری
